محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
34
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
بود ، در « حاران » ( در كنارهء رود بلخ در 60 ميلى آنجا كه بلخ به فرات مىپيوندد ، در غرب « تل حلفا » در 280 ميلى شمال شرقى دمشق ) زاده شد . يعقوب نخست دختر بزرگ او ، « ليه » و سپس دختر كوچك او « راحيل » و سپس « بلهه » كنيز راحيل و سپس « زلفه » كنيز ليه را به زنى گرفته بود . « 1 » يعنى دو خواهر و دو كنيز آنها را با هم به زنى داشت . و دو خواهر را با هم به زنى گرفتن ، چنان كه ابن كثير گفته است ، در آيين آنان روا بوده است و سپس با آمدن تورات است كه « نسخ » مىگردد و ناروا شمرده مىشود . و اين خود به تنهايى دليلى بسنده بر درستى و وقوع نسخ است ، زيرا همين كه يعقوب دو خواهر را با هم به زنى گرفته - و از ياد نبريم كه يعقوب پيامبر است و كار ناروا نمىكند - نشان مىدهد كه كار او روا و دينى بوده است و همين كار رواى دينى بعدها در تورات ناروا شمرده مىشود اين يعنى نسخ حكم پيشين و نشستن حكمى ديگر به جاى آن . حتى طبرى آيهء : « وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ » « 2 » ( و روا نيست دو خواهر را با هم به زنى بگيريد مگر آنچه گذشته است ) را در اشاره به همين نسخ پيش گفته ، دانسته است ، يعنى « إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ » ( - مگر آنچه پيشتر صورت گرفته است ) را همان دانسته كه پيش از تورات صورت گرفتهاند . اگر چه كم و بيش همهء مفسران ديگر ، آن را ، همانهايى دانستهاند كه پيش از اسلام در روزگار جاهليت و نه پيش از تورات رخ مىداده است ؛ و به ديگر سخن ، اينان مىگويند « دو خواهر را با هم به زنى گرفتن » با قرآن نسخ گشته و ناروا شمرده شده است و نه با تورات ، چنان كه طبرى پنداشته است . بارى ، راحيل مادر يوسف ، هنگام زادن دومين پسرش « بنيامين » در بيت لحم ( زادگاه داوود و مسيح ، در پنج ميلى جنوب بيت المقدس ) از دنيا رفت . « 3 » يعقوب از چهار زنش ، دوازده پسر داشت و نيز يك دختر از همسرش « ليه » به نام « دينه » ؛ شش پسر از « ليه » به نامهاى : رؤبين - نخستين پسر ، شمعون ، لاوى ، يهودا ، يساكر ( يساكار ) ، زبولوث ( زبولون ) ؛ و دو پسر از راحيل به نامهاى : يوسف و بنيامين ، و دو پسر از بلهة - كنيز ، راحيل به نامهاى دان و نفتالى ؛ و دو پسر از زلفة كنيز ليه به نامهاى جاد و اشير . اينها پسران يعقوباند كه در « فدان ارام » به دنيا آمده بودند . « 4 » سپس يعقوب با زنان و فرزندان خود به كنعان
--> ( 1 ) . سفر پيدايش ، 29 : 23 ، 28 ؛ 30 : 5 ، 79 . ( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 23 . ( 3 ) . سفر پيدايش ، 35 / : 19 - 20 ؛ تاريخ ابن كثير ، 1 / 197 : محمد بيومى مهران ، اسرائيل ، 3 / 646 ؛ و دربارهء داستان يوسف از ديدگاه تاريخى و آمدن بنى اسرائيل به مصر بنگريد به : محمد بيومى مهران ، اسرائيل ، 1 / 212 - 260 . ( 4 ) . سفر پيدايش ، 35 : 22 - 26 .